ﻣﺤﺮﻡ و ﺻﻔﺮ
سلام عزیزدلم
امسال دومین سالیه که هستی خانم محرم و صفر رو تجربه میکنه. اما امسال به دلیل اینکه دختر قشنگم مریض شده بود ما جایی نرفتیم و روز تاسوعا و عاشورا توی خونه موندیم.حتی صبح روز تاسوعا هم که عمه جون مراسم داشت به خاطر تب شدیدی که داشتی موندیم خونه.قربونت برم که چقدر بی حال و مریض بودی.با این حال وقتی تلویزیون رو روشن میکردم تا سینه زنی میدیدی شروع میکردی به سینه زدن..اینم چند تا عکس از مراسمی که رفتیم.
روضه خونه عمه ی بابا جون.قربونت برم اینجا کنار سفره حضرت رقیه نشسته بودی و دستات رو برده بودی بالا.زن عمو اکرم هم شکار لحظه ها کرد و این عکس رو ازت گرفت

نمایشگاه کاروان اسرای حسینی نزدیک خونمون بود و یه شب با باباجون رفتیم اونجا




اینجا هم اهوازه و میخوایم بریم روضه خونه خاله رویا.این عبای خوشگل رو هم زن دایی بهت داد و تو هم کلی خوشت اومد نفسم



ﻣﺤﺮﻡ و ﺻﻔﺮ
